چاپ        ارسال به دوست

وبینار تحزب در حکومت اسلامی

وبینار تحزب در حکومت اسلامی به همت مرکز تحقیقات علمی حکومت اسلامی و با ارائه حجت الاسلام دکتر سیدسجاد ایزدهی، برگزار شد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در این وبینار، خاطرنشان کرد: هر مسئله‌ای در هر کشور و هر فرهنگی متناسب با همان کشور و فرهنگ ارائه می‌شود و اگر یک عنصر از یک فرهنگ دیگر به عاریت گرفته شود و بومی سازی نشود، نه از وجاهت برخوردار خواهد بود و نه دارای کارآمدی است. در حوزه حاکمیت با مولفه هایی مواجه هستیم که عمدتاً در نظام اسلامی و جامعه اسلامی تولید نشدند؛ بلکه زاییده مدرنیته و عصر جدید هستند. این ها ابزارهایی هستند برای اینکه بتوانیم حاکمیت را به گونه مطلوب اداره کنیم.

 

 قرار گرفتن امانیسم در برابر حاکمیت الهی

وی با اشاره به تغییر نوع حاکمیت پس از رنسانس، ابراز داشت: در این زمان اومانیسم در مقابل حاکمیت خدا قرار گرفت و مردم در این خصوص خودبنیان تلقی شدند. بر همین اساس ساختار حکمرانی تغییر کرد. انتخاب حاکمان و کارگزاران در گرو رای مردم قرار داده شد و دموکراسی محور قرار گرفت. بر اساس دموکراسی و مشارکت انتخابات برگزار شد و انتخابات ملاک در کارگزاری و به رسمیت شناختن حداکثر مردم در مقابل اقلیت قرار گرفت.

 

معنا و مفهوم حزب

حجت الاسلام ایزدهی یادآور شد: با توجه به اینکه انتخابات نیز نیازمند فرآیند مخصوص به خود است و آن فرآیند نیز نیازمند ابزارهای مخصوص به خود است تا حاکمان به قدرت رسیده و حکمرانی رسمیت پیدا کند، نظام های غربی مقوله‌ای را پیشنهاد کردند به نام حزب. حزب معنا و اصطلاح مشخصی دارد که با آن چیزی که ما در اصطلاح دینی به عنوان حزب می شناسیم، متفاوت است. با توجه به اینکه ابزار ها بار معنایی دارند و در راستای نظام کلان تعبیه می شوند (یعنی مثلاً دموکراسی بدون ابزار حزب معنا ندارد) مسئله این است که آیا ما می‌توانیم از این ابزارها در تمام نظام ها یعنی در نظام هایی که بُعد هنجاری متفاوتی دارد استفاده کنیم؟ مثلاً می توان در نظام های استبدادی از احزاب استفاده کرد؟ قطعاً چنین چیزی امکان ندارد. به خاطر اینکه پیش فرض احزاب مشارکت سیاسی و انتخابات است و احزاب ابزاری برای مشارکت حداکثری و مشارکت نخبگانی هستند؛ لذا باید ابزارها از تناسب محتوایی با نظام برخوردار باشد.

وی اظهار داشت: اگر ما در نظام اسلامی از مولفه های زاییده منطق مدرنیسم استفاده می کنیم؛ بر اساس منطق اجتهاد و استنباط در فرایند سه گانه بازخوانی، بازنگری و بازسازی باید بررسی شوند؛ مثلا از مقوله انتخابات در حوزه نظام سیاسی اسلامی استفاده شود یا خیر؟ به عبارت دیگر باید گونه‌ای مدل انتخاباتی درست کرد که متناسب با نظام سیاسی اسلامی باشد.

 سخنران وبینار تصریح کرد: نکته بعدی این است که باید این ابزار حجت باشد چون در نظامی این ابزارها را به کار می گیریم که باید مستند به شریعت و دین باشد؛ چون ما در فضای حاکمیت دینی صحبت می کنیم. در فرآیند استنباط و اجتهاد قبل از آن که هر حکمی بدهیم باید موضوع شناسی متناسب داشته باشیم. اینکه با مقوله‌ای به نام حزب مواجه هستیم. حزب چیست؟ آیا به معنای یک گروه است و هر گروهی تعبیر از آن به حزب می شود؟ یا این که مراد از نظام، نظام دینی است و طبعاً باید در آن از مبانی استفاده کرد که بر آن سازگار باشد.

 

عدم ارائه مدل بومی تحزب برای نظام سیاسی کشور

وی یکی از دلایل اینکه حزب در سال‌های گذشته نتوانسته است کارکرد خوبی از خود ارائه دهد را عدم ارائه مدل بومی آن برای نظام سیاسی کشور دانست و گفت: ما در حوزه حزب از گروهی یاد می کنیم که این گروه یک گروه کشوری و فراگیر است. این گروه یک مرام¬نامه دارد و غرض آن به دست گیری قدرت و دخالت در قدرت است یعنی بیایند حکمرانی را یاد بگیرند و وارد مقوله قدرت شوند. اگر حزبی باشد که این دغدغه را نداشته باشد اصطلاح حزب به آن اطلاق نمی‌شود. احزاب معمولاً با فرایندی مواجه هستند که خروجی آنها در سطح انتخابات مشخص می شود یعنی گروه‌های فشار و گروه‌های مستقل به آنها حزب اطلاق نمی شود و اصلاً در در بحث ما نیستند. بحث ما حزب به معنای مصطلح در دموکراسی است که در همه جای جهان وجود دارد و باید بر همان اساس نظام را اداره کرد. 

حجت الاسلام ایزدهی ابراز داشت: برای اینکه ما مقوله حزب را در عرصه دین فقه و شریعت مورد بررسی قرار دهیم چند نکته وجود دارد: نکته اول اینکه آیا چارچوب کلان و فراگیر در داخل نظام اسلامی وجود دارد به گونه ای که بتوان حزب را به رسمیت شناخت؟ به عبارت دیگر مبنای حزب تکثر است و طبعاً احزاب متناسب با پیش نیازها و فرهنگ خودشان تلقی های مختلفی دارند. بنابراین اینگونه نیست که ما حزب واحدی داشته باشیم و بگوییم خوب ما حزب داریم. آیا در ذیل نظام دینی که ما از آن به عنوان امت واحده یاد می کنیم می توانیم قائل به تکثر بشویم یعنی بگوییم عده‌ای که مخالف نظام ولایی هستند حزب تشکیل دهند و عده ای هم که مخالف نیستند از تشکیل دهند؟ با توجه به اینکه احزاب در همه جای دنیا در محدوده پنجره‌ای رسمی قوانین آن جامعه حرکت می‌کنند طبیعتاً نمی‌شود از معارضین به عنوان احزاب یاد کرد.

 تکثرگرایی در حوزه دین

وی با تاکید بر اینکه پیش از تجویز بحث حزب حتماً باید بحث تکثرگرایی را در حوزه دین حل نماییم، گفت: از یک طرف ما در حوزه دین تکثرگرایی نداریم. پلورالیزم به معنای پلورالیزم معرفتی نداریم حق و حقیقت را یگانه می دانیم وآن را تابع اعتبارات نمی دانیم. حال سوال این است که علی‌رغم اینکه حقیقت واحد است آیا می توان تکثر را باور کرد؟ می شود گفت بله. منطق آن این است که در شیعه قائل هستیم که اندیشه امکان خطا دارد بر خلاف اهل سنت که خود را مصوّبه می دانند و باور خود را عین واقعیت و حقیقت فرض می کنند. در منطق شیعه این طور است که ممکن است اندیشه خطا پذیر باشد مهم این است که ما بر اساس یک حجت قطعی به یک باور برسیم یعنی ممکن است هر فقیه نظر مخصوص به خود را داشته باشد و این نظرات با یکدیگر متفاوت باشند اما مهم این است که بتواند برای این نظر خود دلیل و حجت داشته باشد و بتواند آن را استدلال کند. به این منطق تخطئه می گویند بنابراین طبق این منطق فضا برای شیعه باز می شود که بتواند تکثرگرایی را در محدوده‌ای که گفته شد بپذیرد چون قاعده خطاپذیری است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: در حوزه حکمرانی آیا می توان گفت نظریه واحدی وجود دارد؟ قطعاً خیر. مهم این است که مکتب الف اینگونه استدلال می‌کند و مکتب به جور دیگری. لذا می‌توان بر اساس منطق الف و منطق به آن را اجرا کرد. اگر قرار باشد نظام کشور بر اساس منطق مردم سالاری دینی اداره شود، برای مردم بلکه برای نخبگان جامعه سهمی برای اداره جامعه قائل می شود. در فرایند انتخابات ما چند گونه می توانیم رفتار کنیم؛ بیاییم در قانون اساسی همانند زمان‌های گذشته بگوییم امام جمعه یک نفر را منصوب کند یا این که آن را به رای مردم بگذارد.

 

تکثرگرایی در محدوده ارزش ها و در محدوده قانون ارزشمند است 

وی افزود: اما به جای این که بگویم ولی جامعه چون نخبگان جامعه را بیشتر می شناسد آنها را انتخاب و انتصاب کند، می آییم و آنها را به رای عمومی می گذاریم. این فرآیند با همه هزینه هایی که دارد از جمله اینکه ممکن است آن فردی که مردم انتخاب می کند در نهایت موجب پشیمانی آنها شود اما ما اجازه می دهیم آن اتفاق بیفتد به خاطر اینکه مردم در حوزه حکمرانی دخیل اند و شخص مورد نظر خود را انتخاب می کنند. با وجود آنکه ولی جامعه یکی است اما هر کدام از طیف های سیاسی بر اساس سلیقه و خواست خودشان با رای مردم، کشور را اداره کردند. این بدین معنا است که ما می توانیم در مدل مردم سالاری دینی بیاییم و نظام اداره جامعه را بر اساس سلیقه ها و اراده عمومی جامعه قرار دهیم. این به معنای تکثری است که امکان وقوعی دارد. یعنی تکثرگرایی در محدوده ارزش ها و در محدوده قانون ارزشمند است و اختلاف ها پذیرفته شده است و می تواند ملاک در اداره جامعه قرار گیرد.

 

تکثرگرایی و لزوم مشارکت سیاسی

سخنران وبینار در پاسخ به این سوال که آیا تکثرگرایی لازم هست؟ اظهار داشت: در جواب ما با دو دسته دلیل مواجه هستیم؛ دسته اول حزب را مقوله‌ای واجب و عینی می داند و دسته دیگر آن را دارای مشکلات عدیده می داند و آن را بر نمی تابد. از یک طرف ما قائل به مشارکت سیاسی هستیم طبعاً اگر مشارکت سیاسی لازم باشد و مردم بر اساس آیه شریفه «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»، باید در فرآیند امور شرکت کنند. آیا مردم می توانند بدون یک سازمان و یک نهاد فارغ از الزامات سازمانی شرکت کنند؟

 

منطق اداره کشور باید تولید شود

وی افزود: ما به جهت اینکه احزاب شناسنامه دار نداریم با این مواجه هستیم که موقع انتخابات کارکرد احزاب را معمولاً جبهه ها عهده دار می شوند و افراد را به عنوان نامزدهای انتخاباتی بر اساس میزان رای آوری معرفی می کنند نه بر اساس میزان کارآمدی. بنابراین نمی‌تواند شخص مورد نظر را پس از انتخاب شدن به حساب بکشند و مردم با یک انتخاب که ممکن است به ضرر آنها نیز تمام شود می ماند. ما برای اداره کشور حتماً نیاز به یک ساختار مطلوب داریم حتی برای تشویق مردم برای اداره جامعه نیاز به یک سیستم داریم که باید آن را تولید کنیم. باید نیرو تربیت کنیم. باید منطق اداره کشور را تولید کنیم. باید در عین حال که مبانی یکسان است بتوانیم روش های متفاوتی تولید کنیم. مثلاً در کشور ایالات متحده اختلافات جزئی که در احزاب سیاسی آن کشور وجود دارد، منجر به اختلاف در کلیات نمی‌شود و همگی قائل به حاکمیت کلی آمریکا با همه نظام سرمایه داری که در آن کشور وجود دارد، هستند.

حجت الاسلام ایزدهی با اشاره به اینکه در حوزه مشارکت نخبگانی، جامعه ابتدا باید نخبه پرور شود یا اگر نخبه‌های در جایی وجود دارد آنها را معرفی کند ، اذعان داشت: اما اگر حزب وجود نداشته باشد چه کسی می خواهد این نخبه ها را معرفی کند و آنها را تربیت کند؟ دلیل دیگر موافقین این است که اگر مشارکت واجب است و اگر حزب مقدمه واجب است، مقدمه واجب هم واجب می شود. دلیل دیگر  موافقین این است که امر به معروف و نهی از منکر تنها امر به معروف و نهی از منکر لسانی نیست بلکه جا انداختن معروف در جامعه نیز نوعی امر به معروف است معروف در جامعه وقتی جا می‌افتد که یک سازمان و ساختار و انسجامی داشته باشد و معروف باید به معنای نهادی ایجاد شود تا بتواند جای خودش را باز کند.

وی در ادامه اظهار داشت: دلیل دیگر موافق حزب این است که حزب یک فرآیند عقلانی است که زاییده فکر بشری است و عملاً ابزاری برای نظام مطلوب جامعه است. بنابراین ما همانند همه ابزارهای دیگر از آن استفاده می‌کنیم مگر آنکه منعی در استفاده از آن وجود داشته باشد.

 

ادله مخالفان تحزب

سخنران وبینار در تشریح دلایل مخالفان تحزب اظهار داشت: حال باید به ادله کسانی که مخالف واحد هستند نیز بپردازیم؛ یکی از کارکردهای اصلی حزب اصالت قدرت است؛ یعنی باید رفت و قدرت را به دست آورد و غرض از حزب عمدتاً به دست گرفتن قدرت است. چگونه من می توانم قائل به حزب باشم ولی قدرت‌طلب نباشم؟ متاسفانه احزاب رایج جدای از اینکه حزب دارند، تحزب دارند و آن چیزی که ناپسند است تحزب است؛ یعنی تعصب حزبی نسبت به یک مقوله‌ای که ممکن است باطل باشد.

 

لزوم مدیریت تبعات تحزب

 وی در پاسخ به این دلیل ابراز داشت: ما در جواب می گوییم که این تبعات را باید مدیریت کرد. لذا ما از حزب به معنای مطلق آن یاد نمی کنیم بلکه حزبی مد نظر ماست که تحزب در آن وجود نداشته باشد. حزب باید به غرض خدمت باشد؛ مثلاً حزب جمهوری اسلامی حزبی است که حتی در ریاست جمهوری کاندیدا ندارد. مهم این است که در حزب شایسته سالاری و حق مداری باشد بنابراین در حوزه حزب اولاً مشارکت سیاسی و ثانیاً اخلاق در حوزه مشارکت اصل است. اگر حزبی بیاید برای به دست گرفتن قدرت تهمت بزند و فریب دهد، این حق مشروعیت ندارد. یکی از دلایلی که در طول سالیان گذشته نتوانسته‌ایم حزب تاسیس کنیم، علتش همین تعصبات است؛ لذا آن حزبی که ما از آن یاد می‌کنیم حزبی است که بومی ما باشد، دارای مرامنامه و اخلاق باشد، معتقد به مبانی ما باشد.

 

احزاب؛ تشکیلاتی برای معرفی افراد شایسته را به مردم 

حجت الاسلام ایزدهی فقدان احزاب شناسنامه داری که بخشی از بدنه فکری مردم را راهبری کند را حلقه گمشده تحزب در کشور دانست و تاکید کرد: حزب باید مبتنی بر یک فرهنگ شکل بگیرد ولی الان مبتنی بر یک فرهنگ شکل نمی گیرد؛ بلکه مبتنی بر انتخابِ رای آور ترین افراد شکل می‌گیرد که تبعات آن را نیز نمی‌توان جبران کرد. اما اگر احزاب عمیق و ریشه دار همراه با مرامنامه ی ثابت داشته باشیم و این اعضا بتوانند رای و نظر مردم را بر اساس منطق حق جلب بکنند، طبعاً پایه های خودشان را نیز تقویت می کنند. حزب به معنای شایسته سالاری و تشکیلاتی که افراد شایسته را به مردم معرفی می‌کند حتماً مطلوبیت دارد اما اگر این حزب به معنای تحزب باشد قطعاً مطلوبیت ندارد.

 وی با تاکید بر عدم مخالفت نظام ولایت فقیه با احزاب، عنوان داشت: علت آن که نتوانستیم از احزاب در طول این مدت به خوبی یاد کنیم کارکرد های آنان است. ما حزب به معنا و مفهوم خوب و بد نداریم؛ بلکه حزبِ خوب یا حزبِ بد داریم. نمی‌توانیم بگوییم حزب بد است؛ بلکه این احزاب هستند که خوب عمل نمی کند وگرنه احزاب خوب، خوب هستند.

سخنران وبینار ادامه داد: نکته بسیار مهم اینکه نظام ها جدای از اینکه حجیت و مشروعیت دارند، دو عرصه را باید مدنظر خود قرار دهند؛ اول پویایی، دوم پایایی. نظام‌ها باید نو به نو بشوند. شخصی نمی‌تواند ۲۰ یا ۳۰ سال وزیر بماند. نگاه نو به نو به ساختار مدیریتی می تواند پویایی کشور را بیشتر کند در عین حال اگر این پویایی مبتنی بر احزاب شناسنامه دار و مبتنی بر رای و نظر مردم باشد، قطعاً پایایی خواهد داشت؛ چون مردم احساس می کنند اگر امروز آمدند و از حزب الف دفاع کردند و این حزب ماندگار شد آن حزب برای ماندگاری خودش سعی می کند نظر مردم را جلب کرده و استبداد نورزد و عضو فاسدش را خودش کنار بزند و این منجر به پایایی خواهد شد.

 

مشارکت مردم؛ عامل تثبیت و پایایی نظام

وی خاطرنشان کرد: اینکه مقام معظم رهبری مکرر می گویند مشارکت برای ما مهم است، اگر توده مردم بیشترین مشارکت را داشته باشند، امنیت نظام تامین می شود این یعنی پایایی. حزب و مشارکت فعال احزاب برای جلب آرای مردم از این جهت بسیار تاثیرگذار است و می‌تواند پایه نظام را تثبیت کند.

حجت الاسلام ایزدهی با تاکید بر حزب پذیر نبودن برخی گروه ها و نهادها، یادآور شد: برای نمونه روحانیت به معنای پدران جامعه نباید رویکرد حزبی داشته باشد. اگر روحانیت رویکرد حزبی داشته باشد و عملاً بخشی از جامعه را از خود دور بکند این هیچ گونه مطلوبیتی ندارد. 

 

 

روحانیت باید رویکرد حداکثری داشته باشد

  سخنران وبینار در پایان با تاکید بر لزوم رویکرد حداکثری روحانیت، تصریح کرد: نباید نهادی مانند روحانیت را از اکثریت مردم جدا کرد. امام خمینی رحمة الله علیه در انقلاب رویکرد حزبی را نپسندید. شاید به این خاطر که ایشان نماینده توده مردم است نه یک حزب خاص. اگر ایشان بر اساس یک حزب خاص انقلاب می کرد -همانگونه که به ایشان پیشنهاد شد و ایشان نپذیرفت- شاید این انقلاب به صورت فراگیر اتفاق نمی افتاد اینطور که همه بیایند و رای ۹۸ درصدی به جمهوری اسلامی بدهد. پس حاکمان و رهبران جامعه نباید رویکرد حزبی داشته باشند. اما احزاب برای مشارکت پویایی و پایایی، رقابت، شفافیت، نظارت و نخبه پروری مفید هستند به شرط آنکه لوازمی که گفته شد مراعات شود تا تبعات آن دامنگیر آنها نشود و جامعه را دوقطبی نکند.


١٣:٢٢ - چهارشنبه ١٠ شهريور ١٤٠٠    /    شماره : ٣٩٠    /    تعداد نمایش : ٣٢١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





اخبار > وبینار تحزب در حکومت اسلامی

 

 

 

 

نسخه چاپی ©2019 rcipt.ir
آموزش

سامانه آموزش

پژوهش

سامانه پژوهش

کتابخانه

کتابخانه دیجیتال

نشریه

فصلنامه حکومت اسلامی