چاپ        ارسال به دوست

در وبینار تخصصی بررسی شد

حکومت اسلامی در اندیشه علامه فرزانه آیت الله مصباح یزدی

به مناسبت ارتحال آیت الله علامه محمدتقی مصباح یزدی، مرکز تحقیقات علمی حکومت اسلامی، وبینار علمی با موضوع «حکومت اسلامی در اندیشه علامه فرزانه آیت الله مصباح یزدی» برگزار شد. 

 

ویژگی علامه مصباح یزدی از منظر رهبری

در این وبینار، حجت الاسلام والمسلمین دکتر عابدی نژاد، قائم مقام مرکز تحقیقات علمی حکومت اسلامی، در سخنانی با بیان چند خصیصه در وجود مبارکه آیت الله مصباح یزدی در پیام مقام معظم رهبری(مدظله العالی) به مناسبت ارتحال این عالم فرزانه، ابراز داشت: معظم له  از ایشان به عنوان  مجاهد تعبیر کردند. جهاد آیت الله مصباح در درجه اول جهاد فکری و معنوی بود. از نظر همه کسانی که از ایشان شناخت دارند و در این حوزه ورود کردهاند، خصوصیت بارز ایشان مجاهدت فکری و فرهنگی بود این خصوصیت ۴ خصوصیت دیگر را در ذیل خودش جمع کرده است.

وی ادامه داد: طبیعتاً حوزه فکری و فرهنگی یک عرصه محسوس همانند عرصههای اقتصادی یا نظامی نیست، بنابراین، اولین رکن و اولین مولفه مجاهدت آیت الله مصباح یزدی، شناخت دقیق میدان نبرد فکری و معنوی بود. بنابراین شناخت این جنگ و تشخیص اینکه این جنگ آغاز شده و بنیادی ترین مبانی جامعه اسلامی را مورد هدف قرار میدهد در درجه اول احتیاج به شناخت میدان دارد و این شناخته میدان اینگونه حاصل شد که حضرت آیت الله مصباح فلسفه و تفکر اسلامی را به خوبی میشناخت فلسفه و تفکر غربی را هم به خوبی میشناخت و تهاجم تفکر غربی را به خوبی تحلیل می کرد.

 

توانایی علامه مصباح یزدی در طراحی عملیات در جبهه فکری و فرهنگی

حجت الاسلام والمسلمین عابدی نژاد با اشاره به توانایی علامه مصباح یزدی در طراحی عملیات در جبهه فکری و فرهنگی، خاطرنشان کرد: تنها شناخت میدان به تنهایی کافی نیست؛ یعنی اگر محورهای فکری دشمن را تشخیص میدهیم اما اینکه در مقابل این هجوم چند جانبه فکری و فرهنگی چه واکنشی نشان بدهیم، این نیازمند یک قابلیت ویژه دیگری است یعنی ممکن است خیلیها صحنه را تشخیص دهند اما قدرت طراحی عملیات نداشته باشند. حضرت آیت الله مصباح این خصوصیت را در خود نهادینه کرده بودند.

وی خصوصیت سوم مجاهدت آیت الله مصباح را  شجاعت ایشان برای حضور در میدان دانست و گفت: شجاعت حضور میدان به این معناست که کسی که این حضور را زودتر از دیگران تشخیص داده است و طراحی عملیات کرده است اینجا اقدام کردن نسبت به چیزی که دیگران ممکن است شناخت درستی از ماهیت آن پدیده نداشته باشند هزینههای زیادی را بر فرد تحمیل کند کما اینکه این هزینهها بر آیتالله مصباح تحمیل شد و ایشان آماج تهمت ها و بدفهمی ها و سوء فهم ها قرار گرفت تهمت های بنیان سوزی به ایشان نسبت داده شد که بعضی از سر غفلت و ناآگاهی و عدم اطلاع بود برخی از این تهمت ها از جاهای مشخصی طراحی می شد و با یک مهندسی رسانهای فضای افکار عمومی را آلوده می کرد اما ایشان برای خوش آمد یا بد آمد دیگران حرفی نمیزد و به عنوان یک متخصص که فضای فکری و فرهنگی جامعه را رصد می کرد در مسائل ورود می کرد و بقیه مسائل را به خداوند متعال می سپرد.

 

علامه مصباح یزدی و توان مدیریت میدان

عضو هیئت علمی المصطفی، چهارمین خصوصیت جهاد فکری و فرهنگی آیتالله مصباح را مسئله توان مدیریت میدان خواند و ادامه داد: یعنی نه تنها میدان را طراحی می کرد و متناسب با هجوم دشمن شجاعانه اقدام میکرد جنس اقدام ایشان جنس اقدام مدیریتی بود بدون اینکه خود برتر بینی و خود بزرگ بینی در این مدیریت کلان فرهنگی در ایشان وجود داشته باشد.

 وی افزود: وقتی که ایشان این مجاهده را انجام داد دشمن اصلی ما در این مجاهده چه جریانی بود و چه مشخصاتی داشت؟ ببینید خیلی ها ممکن است اندوختههای فقهی و فلسفی داشته باشند اما وقتی که یک متفکر در صحنه نبرد فکری و مجاهدت فرهنگی قرار می گیرد اندوخته هایش را متناسب با تهاجم دشمن و متناسب با جهادی که طراحی کرده است استفاده میکند و توسعه میدهد و این خصوصیت در حضرت آیت الله مصباح کاملا مشهود بود یعنی مجموعه اندوخته ای که ایشان در معارف فکری و فرهنگی جمع کرده بودند بنا بر همان طراحی که عرض کردیم آن اندوختهها را یک آرایش رزمی دادند و آنها را در چارچوب یک نظام مشخص فکری به میدان آوردند. بنابراین این آرایش رزمی مبتنی بود بر شناختی که از مختصات جریان فکری مهاجم داشتند و این جریان فکری مهاجم مختصاتی دارد که خدمتتون عرض می کنم.

 

مولفه های جریان مهاجم در حوزه فکری و فرهنگی

حجت الاسلام والمسلمین عابدی نژاد خاطرنشان کرد: بنیان نیروی مهاجمی که در حوزه فکری و فرهنگی به جمهوری اسلامی حمله کرد و هنوز هم حملات ادامه دارد و ما هنوز درگیر این نبرد فکری و فرهنگی هستیم یک جریانی است که از سه مولفه تشکیل شده است که به لحاظ فلسفی و کلامی لیبرالیزم است و به لحاظ اقتصادی کاپیتالیزم است و به لحاظ سیاسی امپریالیسم است.

وی این سه مولفه را اضلاع جدا نشدنی از جریان مبارزه با حکومت اسلامی و انقلاب اسلامی برشمرد و گفت: مهمترین جریانی که در حال حاضر ما با آن جریان به عنوان انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی در یک نبرد فکری و فرهنگی قرار گرفتهایم، جریانی هست با این سه مولفه: لیبرالیسم، کاپیتالیسم و امپریالیسم. پس جریانی که حضرت آیت الله مصباح در مقابل آن قرار گرفت و با آن به مبارزه پرداخت دارای این خصوصیت بود.

سخنران وبینار در بررسی تاکتیک مبارزه این جریان مهاجم تصریح کرد: در مقابله با تفکر اسلامی در جریان لیبرالیسم اولین جریان مهاجم و مخالف محسوب نمیشود و قبل از این حزب توده که در ذیل جریان مارکسیسم و سوسیالیسم بود را تجربه کردیم منتها این جریانات ادامه پیدا نکردند چون با اعتقادات مردم مبارزه صریح میکردند مثلاً با صراحت خدا را انکار می کردند یا معاد را انکار میکردند. طبیعتاً در توده مردم برد داشت. این تجربه شکست خورده باعث تولید پدیده شد به اسم لیبرالیسم دینی تا آن اشکالی که در مارکسیسم و سوسیالیسم داشتند تکرار نشود تاکتیک مهاجم شد لیبرالیسم دینی اینها همگی تحلیل هایی هست که در مکتب آیتالله مصباح صورت گرفت و تحرکات دشمن به خوبی رصد شد.

 

ایستادگی علامه در برابر لیبرالیسم دینی 

وی ادامه داد: لیبرالیسم دینی چه مزیتی داشت که مارکسیسم نداشت؟ مزیتش این بود که همزمان با اینکه اعتقاد مردم ایمان مردم به مفاهیم دینی را حفظ میکرد قدرت تحریف اعتقادات دینی را پیدا می کرد و ثانیاً می توانست حوزه نظام عملی جامعه اسلامی را از حوزه فکری و فلسفی جامعه اسلامی تفکیک و جدا بکند همان چیزی که تحت عنوان سکولاریزم در آمد یعنی لیبرالیسم دینی، نمادها و شعائر و ظواهر اسلامی را پاک کرد اما از درون تفکر اسلام را تهی می کرد.

حجت الاسلام والمسلمین عابدی نژاد ابراز داشت: در رصد آیتالله مصباح لیبرالیسم دینی که با اعتقادات مردم معارضه مستقیم پیدا نمی کند، اما کاری که می کند عبارت است از تحریف آکادمیک اعتقادات بنیادین مردم یعنی برای اینکه راه برای سلطه سرمایه داری منحط جهانی در کشور ما باز شود و کاپیتالیزم و بعد آن امپریالیسم یعنی سلطه سیاسی و هژمونی جهنمی آمریکا بر کشور ما هموار بشود اصول و اعتقادات اسلامی در متن مردم با وجود رهبری و نظام سیاسی اسلامی ممکن نیست راه ورود چیست؟ راهش تعریف آکادمیک است که مبارزات حضرت آیت الله مصباح به خصوص در دهه ۷۰ مثلاً از سال ۷۱ و ۷۲ آغاز شد در سال ۷۶ اوج گرفت و به همین تناسب و معیار حضرت آیت الله مصباح در مقابل جریان تحریف آکادمیک اعتقادات و اصول اسلامی قد برافراشت البته باید گفت که جریان تحریف آکادمیک توسط یک رانت و مزیت پشتیبانی میشد که باعث شد ضریب نفوذ فکری و فرهنگی دشمن آموزه فکری و تمدنی انقلاب اسلامی توسعه پیدا کند و یک دوگانه تحت عنوان توسعه یافته و توسعه نیافته به وجود آمد که به خاطر اینکه برنامه های توسعه کشور مبتنی بر عقلانیت اسلامی نیستند و الگوی توسعه ما متاسفانه الگوی توسعه غربی بود.

زمینه سازان نفوذ لیبرالیسم غربی و مقابله آیت الله مصباح یزدی

وی توسعه این الگوی غربی را زمینه ساز نفوذ لیبرالیسم و موجب تزریق تحریف آکادمیک به بدنه مردم توسط الگوهای توسعه غربی دانست و یادآور شد: طبقهای از اساتید دانشگاه و روزنامه نگاران و فعالان اقتصادی فرهنگ عمومی مردم را به سود لیبرالیسم تغییر دادند هر چند که گفتمان انقلاب اسلامی هم اینجا با سردمداری حضرت آیتالله مصباح شروع به فعالیت کرد. پس کلید واژه این ها در نفوذ فکری و فلسفی لیبرالیسم و کاپیتالیسم شد انسان مدرن یا انسان توسعه یافته یعنی به اسم انسان مدرن و توسعه یافته به قاچاق لیبرالیسم در کشور پرداختند. مثلاً میگفتند ما دو نوع انسان داریم یک انسان مدرن و یک انسان سنتی و شروع کردند به یک تقسیم بندی اسلام و انقلاب مربوط میشود به حوزه سنت ولی انسان لیبرال مربوط میشود به حوزه مدرن و آینده. و انسان سنتی انسانیست که ماقبل جامعه لیبرالی و کاپیتالی هست. لازم به ذکر است که این مثال برای این است که بفهمیم آیت الله مصباح با چه تفکر مواجه است. انسان ماقبل دوره لیبرالیسم، انسان دوره فئودالیته است. 

 

سخنران وبینار نظام زندگی انسانها در دوره فئودالیته را مبتنی بر رابطه ارباب و رعیتی خواند و گفت: مهمترین رکن رابطه ارباب و رعیتی عبارت است از امر و اطاعت یعنی ارباب امر می کند و رعیت اطاعت می کند. طبق این دیدگاه الهیات جامعه بازتابی از ساختار های نظام اجتماعی است یعنی تحت تاثیر نوع نظام اجتماعی فئودالیته است و نوع نظام فئودالیته مبتنی بر رابطه امر و اطاعت است. و وقتی این رابطه در الهیات منعکس میشود معنایش این است که خدا عبارت است از موجودی که امر میکند و انسان ها موجوداتی هستند که باید اطاعت کنند ارباب پاداش می دهد رعیت باید خشنود باشد ارباب مجازات میکند رعیت باید بپذیرد. تصور سنتی از خدا طبق این دیدگاه یعنی خدایی که امر میکند و شما باید بپذیرید. بنابراین تصور خدای قانونگذار و خدای امر و نهی کننده و پاداش دهنده و مجازات کننده اصولاً این تصویر از خدا مربوط به دوره فئودالیته و سنت است و این چهار مولفه یعنی امر و نهی و قانونگذاری و مجازات و پاداش یک عنوان جامع دارند که عبارت است از ولایت.

 

در لیبرالیسم مفهومی تحت عنوان ولایت معنا ندارد

وی افزود: یعنی وقتی می گوییم انسان سنتی ولایت پذیرفته است و ولایت خدا را پذیرفته است یعنی خدا را به عنوان قانون گذار پذیرفته یعنی خدا را به عنوان آمر و قاضی و حَکَم پذیرفته است. اما این تصویر تصویر دنیای سنتی است اما در دنیای مدرن که مبتنی بر اصل آزادی یا اصالت آزادی است یعنی لیبرالیسم اصولاً مفهومی تحت عنوان ولایت معنا ندارد این چیزی بود که به آن جریان تحریف آکادمیک گفته می شود یعنی خدایی که در دوره جدید ظهور پیدا کرده است خدایی نیست که دارای شأن ولایت باشد و خدایی که ولایت نداشت طبیعتاً انبیا نیز ولایت ندارند و امام معصوم نیز ولایت ندارد و طبیعتاً فقیه هم ولایت ندارد.

حجت الاسلام والمسلمین عابدی نژاد در ادامه تشریح این نظریه اظهار داشت: پس هر آنچه مربوط به سه حوزه قانونگذاری، امارت و قضاوت باشد، باید از حوزه دین خارج شود. یعنی دین قانونگذار نباشد دین امر و نهی نکند و حکومت نداشته باشد و قضاوت هم نمی تواند داشته باشد چون تمام تصرفات دین مبتنی بر احراز این صلاحیت ها در خداوند است ولی در دوره مدرن این صلاحیت ها دیگر وجود ندارد در اینجا خدا امکار نشده است بلکه تحریف صورت گرفته است یعنی گفتهاند خدا یک موجود دوست داشتنی برای راز و نیاز عاشقانه است در این تفکر آیهای از قرآن تحریف نشده است بلکه کل منطقه قرآن به سخره گرفته شده و انکار شده است. پس از ورود این تفکر به معنای نفی انقلاب اسلامی و ولایت الهی است.

دو اصل علامه مصباح یزدی در برابر نظریه لیبرالیسم

وی نظریه لیبرالیسم را مولد یک سلسله از تئوریهای پشتیبان مثل نظریه قبض و بسط یا نظریه عقلانیت و معرفت یا هرمنوتیک کتاب و سنت به عنوان تئوری های پشتیبان این هسته مرکزی دانست و گفت: در مقابل، آیتالله مصباح دو مسیر را همزمان برای تایید حکومت اسلامی و ولایت فقیه پیش برد و روی دو عنصر تکیه کرد: یک؛ عنصر اسلام راستین و دو؛ تئوری مشارکت حداکثری مردم در اداره جامعه. ایشان روی این دو عنصر ایستاد و تئوری حکومت اسلامی و ولایت فقیه خودش را حول این دو محور که هر دو به حقیقت اسلام بازمیگردند سامان داد.

عضو هیئت علمی المصطفی خاطرنشان کرد: اولاً در مقابل مبانی مختلف مشروعیت مثل اومانیسم یا سلطنت یا دموکراسی و در مقابل همه کسانی که تئوری می دادند برای مبنای مشروعیت قوانین و به یک تعبیر وسیع تر مبنای نظم اجتماعی، در مقابل تمام این نظریه ها نظریه ربوبیت الهی را مطرح کرد یعنی مبنای نظم اجتماعی باید اراده تشریعی الهی باشد. به تعبیر شهید صدر رضوان الله تعالی علیه مهم ترین مشکل انسان از بدو تاریخ تا امروز این است که نظام های مختلف و متنوع اجتماعی هر کدام یک مبنای نظم اجتماعی برای خودشان تعریف کرده اند مثل اراده حاکم یا اراده اکثریت یا اراده حزب کارگر یا اراده حزب زحمتکش و ... در مقابل تمامی ظواهر طاغوت نظریه ای که حضرت آیت الله مصباح رضوان الله تعالی علیه برافراشته کرد نظریه ربوبیت تشریعی الهی است یعنی تنها نسخه نجات انسان و تنها نسخه اداره عادلانه جامعه اسلامی نه امر زید و بکر و خالد است و نه سلیقه این و آن بلکه تنها نسخه نجات انسان در سطح جهان ابتناء اراده تشریعی الهی برای تنظیم حیات اجتماعی است و هرکس جز این را قائل باشد طبق منطق قرآن طاغوت است.

 

اراذل مطبوعاتی و تحریف بیانات آیت الله مصباح

حجت الاسلام والمسلمین عابدی نژاد در تشریح برخی نظریات منتسب به حضرت آیت الله مصباح یزدی تصریح کرد: حضرت آیت الله مصباح می فرمودند رئیس جمهور تا شرعیتش امضا نشود طاغوت است اما وقتی از دستورات رئیس جمهور به عنوان یک نهاد اجتماعی اطاعت می کنیم که در ذیل ولایت فقیه تعریف بشود. اما اراذل مطبوعاتی این جمله آیت الله مصباح را تحریف کرده و گفتند آیت الله مصباح گفته است که اطاعت از فلانی اطاعت از خداست! این یک رسالت مطبوعاتی است که متاسفانه بود و هست. ایشان مکرر این مثال را میزدند که شیطان هیچ مشکلی در اعتقاداتش نبود هم قائل به توحید و نبوت و معاد بود اما نسبت به ولایت و حکومت کافر است.

نفی ربوبیت تشریعی یعنی پذیرش طاغوت

وی ادامه داد: آیت الله مصباح به وضوح میدانستند که نفی ربوبیت تشریعی الهی که تضمین کننده شکوفایی انسان است و در اصل ولایت فقیه تمثل پیدا میکند و باید در تمام زوایای حیات فردی و اجتماعی انسان توسعه پیدا بکند نپذیرفتن این ربوبیت به معنای پذیرفتن طاغوت است. بیعت نکردن با امیرالمومنین به معنای بیعت کردن با معاویه است.

حجت الاسلام والمسلمین عابدی نژاد، اندیشه حضرت آیت الله مصباح را به تعبیر مقام معظم رهبری "تفسیر و تبیین بی غل و غش تفکر اسلامی"  خواند و گفت:  یک حوزه این اندیشه می شود حوزه ابتناء نظم اجتماعی بر اساس اراده تشریعی الهی. حوزه دوم عبارت است از مشارکت حداکثری مردم در موجودیت و اداره نظام اجتماعی که این هم از نقاط برجسته اندیشه حضرت آیتالله مصباح است. پس در حوزه قواعد و قوانین  ما مستند به اراده تشریعی الهی هستیم و با هر طاغوتی چه طاغوت اکثریت و چه طاغوت اقلیت باشد مبارزه میکنیم. اما در حوزه حوزه اداره جامعه اسلامی و مشارکت حداکثری مردم مستند است. در یک طرحی آیتالله مصباح می گویند تمام مناصب اجتماعی در تمام حوزهها با اراده و انتخاب مردم انجام می شود که بر اساس همان معیار هایی که برای پذیرفتن و انتخاب کردن و انتخاب شدن در قانون ذکر شده و مستند به به اراده تشریعی الهی است بنابراین موجودیت حکومت اسلامی و اداره جامعه اسلامی و نظارت بر جامعه اسلامی سرتاسر و سراپا مستند به اراده مردم و نقش مردم و حضور فعال مردم می باشد.

 

رسالت حوزویان در حراست از میراث معرفتی علامه مصباح یزدی

سخنران وبینار در پایان، حراست از این میراث معرفتی گرانقدر حضرت آیتالله مصباح یزدی را ضروری دانست و گفت:  ما در حوزه علمیه باید تلاش مستمر و اجتهاد مجدانه برای شناخت اراده تشریعی الهی در جوانب مختلف حیات اجتماعی داشته باشیم  و نیز به دنبال  برداشتن موانع برای مشارکت حداکثری مردم در اداره جامعه باشیم. ما متاسفانه امروز با برخی انحصارها در حوزه آموزش و یا اقتصاد و دیگر حوزه ها مواجه هستیم اما رمز بالندگی و موفقیت و پیشرفت جمهوری اسلامی، برداشتن موانع برای مشارکت و نظارت واقعی مردم در تمام ابعاد و زمینه های اجتماعی است.


١١:٠٣ - يکشنبه ٥ بهمن ١٣٩٩    /    شماره : ٣٨٤    /    تعداد نمایش : ٢٢٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





اخبار > حکومت اسلامی در اندیشه علامه فرزانه آیت الله مصباح یزدی

 

 

 

 

نسخه چاپی ©2019 rcipt.ir
آموزش

سامانه آموزش

پژوهش

سامانه پژوهش

کتابخانه

کتابخانه دیجیتال

نشریه

فصلنامه حکومت اسلامی