صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
اخبار > مشروح ششمین نشست علمی مرکز تحقیقات حکومت اسلامی


  چاپ        ارسال به دوست

مشروح ششمین نشست علمی مرکز تحقیقات حکومت اسلامی

ششمین نشست از سلسله نشست های علمی مرکز تحقیقات حکومت اسلامی در تاریخ 95/10/26

با حضور حجت الاسلام و المسلمین کعبی برگزار شد.

«اعوذ بالله من الشیطان الرجیم؛ بسم الله الرحمن الرحیم؛ الحمد لله رب العالمین و الصلات و السلام علی خیر الانام المصطفی ابی القاسم محمد و علی آله الطیبین و الطاهرین لا سیما بقیه الله فی الارضین»

در سلسله مباحث گذشته به مسأله «وجوب حفظ نظام» رسیدیم. در ابتدا لازم است معنای واژه «نظام» را به اختصار بیان کنیم. «نظام» در زبان عربی یعنی نظم عمومی و در زبان انگلیسی به آن «public order» می گویند.

«نظام» در اصطلاح به چند معنا اطلاق می شود:

1-    در مقابل «هرج و مرج» بدین معنا که وقتی هرج و مرج نباشد می گویند نظام محقق شده است. به تعبیر دیگر نظامات عرفی که در همه جای جهان نمونه آنها را می بینیم؛ همانند نظام حمل و نقل، نظام خرید و فروش و بازار، نظام مربوط به اداره یک محل و...، «نظام» نام دارد. منتها مراد ما اینجا قطعا نظام به این معنا نیست، گرچه در جای خود بحث می شود که حفظ این نظامات عرفیه تا آنجایی که مخل احکام شرعی نباشد، واجب است و اختلال در آنها جایز نیست. برای مثال امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: «اوصیکم عباداللّه بتقوی اللّه و نظم امرکم»[1]؛ بندگان خدا، شما را به تقوای الهی و نظم در کارهایتان وصیت می کنم. یکی از این مراتب نظم، نظمِ مسائل عمومی است.

2-     به معنای «نظامات شرعی»؛ یعنی احکام نماز، روزه، حج، زکات، خمس و همه احکام فقهیه. اختلال در نظامات شرعی یعنی مثلا به بعضی از واجبات عمل بشود و به بعضی عمل نشود یا به عبارت دیگر «تؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض»[2]. اینجا هم مورد بحثمان نیست.

3-     به معنای «سیستم حکومت»؛ حال ممکن است این سیستم شرعی باشد یا غیر شرعی. مسلما نظامات عرفیه و غیر شرعیه که نام دیگرشان نظامات جور و ظلم و ستم است، مورد بحث ما نیست. اما نظام به معنای سیستم حکومت شرعی مثل آنچه در ایران به عنوان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برپا شده، یک نظام شرعی و حکومت شرعی است.

هدف از برپایی حکومت شرعی، اجرای اسلام است و باید در رأس آن ولی فقیه باشد. مقابله با دشمنان نظام و تلاش برای حفظ آن مثل تلاش برای تشکیل حکومت و مثل اصل وجوب دولت و مثل اینکه در رأس دولت باید ولی فقیه باشد، حفظ این نظام هم واجب بلکه به تعبیر حضرت امام(ره) از اوجب واجبات و تضعیف آن حرام است؛ هم حفظ محتوایی و هم حفظ ساختاری.

سوال: ادله فقهی وجوب حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی چیست؟

جواب:

1-    بخشی از ادله، مربوط به حفظ اسلام و بخشی دیگر مربوط به حفظ احکام و نظامات فقهیه است و چون این نظام برای حفظ اسلام و کیان مسلمین تشکیل شده، لذا اگر این نظام آسیب ببیند نظامات شرع آسیب می بینند و حفظ نظامات شرع واجب است؛ چون یترتب علیها المصالح العامة و درء المفاسد.

2-    دلیل دیگر، وجوب تطبیق شریعت و اقامه حدود الله است؛ مثل آیه «أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ»[3] و مثل روایاتی که در مورد اقامه حدود وارد شده؛ مثلا پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرمایند: «اقامة حد من حدود الله خیر من مطر اربعین لیلة فی بلاد الله؛ به پا داشتن و زنده کردن یک حد از حدود الهی از بارش چهل شبانه روز باران در شهرهای خدا بهتر و با ارزش تر است».[4] وجوب تطبیق شریعت و اقامه حدود الهی و احیای عدل و حق و وجوب درء مفاسد و دفع هرج و مرج در حیات جامعه اسلامی، اقتضا می کند که نظام اسلامی حفظ بشود.

3-    چند باب از ابواب فقهی درباره ادله وجوب حفظ نظام بالمعنی الاخص است. مثلا در کتاب جهاد، 3 باب فقهی وجود دارد که مربوط به ادله حفظ نظام است؛ 1) احکام المرابطه و حفظ الثغور یا مرزبانی. 2) احکام الدفاع عن بیضة الاسلام و المسلمین و نفوس المسلمین که این هم در کتاب جهاد و امر به معروف و نهی از منکر است. 3) احکام مربوط به جهاد بغات یا توطئه گران علیه امنیت دولت اسلامی و امام و مسلمین؛ کسانی که تلاش می کنند با دولت اسلامی مقابله بکنند.

4-    دلیل چهارم به وجوب مجازات برهم زنندگان امنیت عمومی جامعه اسلامی و فتنه گران در میان مسلمین برای تضعیف دولت اسلامی و نیز ادله مربوط به مقابله با محاربین و مفسدین برمی گردد و می دانیم که یکی از حدود الهی حد محاربه است؛ «إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا...؛ سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى ‏جنگند و در زمين به فساد مى ‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند...»[5] هدف حد محاربه و اجرای این حد الهی، حفظ امنیت مسلمین و دولت اسلامی است خصوصا آنهایی که «يَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا».

اینها ادله خاص حفظ نظام اسلامی و مسلمین بود نه اطلاقات و عمومات و ما دیگر وارد بحث اطلاقات و عمومات نشدیم.

مرحوم نجفی در کتاب جواهرالکلام درباره احکام دفاع در جلد 21 صفحه 14 تا 19 و بعد هم در یک بخش دیگر به بحث پرداخته است.[6] اما جهاد بغات؛ باز هم در کتاب جواهر بحث مفصل و مبسوطی را در جلد 21 صفحه 322 تحت عنوان «الرکن الرابع فی قتال اهل البغی» مطرح می کند. درباره احکام مرابطه نیز در جلد 21 صفحه 38 تا 46 مطالبی را بیان می فرماید.

درباره «عقوبة المحاربین و المفسدین» که راجع به احکام محاربه و حد محاربه است نیز در جلد 41 صفحه 568 به بحث می نشیند.

در تعریف «مرابطه» گفته اند: «الإرصاد و الإقامة لحفظ الثغر من هجوم المشركين[7]»؛ «ارصاد» یعنی رصد کردن، دیده بانی در مرزهای کشور اسلامی و اعلام به مسئولان ذی ربط یعنی ارتش و نیروهای مسلح برای مقابله با هجوم دشمنان. آیه مربوط به آن هم این است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! ( در برابر مشکلات و هوسها ، ) استقامت کنید و در برابر دشمنان ( نیز ) ، پایدار باشید و از مرزهای خود ، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید ، شاید رستگار شوید».[8]

مرابطه در اصطلاح قرآن کریم یعنی مرزبانی از سنگرهای ایدئولوژیک اسلام، مرزبانی از باورها و ارزشهای اسلامی به همراهی رهبر جامعه اسلامی. اما در اصطلاح فقهی، مرابطه، مرزبانی فیزیکی و دیده بانی صِرف است؛ یعنی باید یک عده در مرز وظیفه دیدبانی را برای جلوگیری از نفوذ دشمن بر عهده بگیرند و در صورت نفوذ، اعلام بکند تا بشود با آنها مقابله کرد. به این می گویند مرابطه.

البته با توجه به گسترش تکنولوژی و فنون معاصر، دیگر این مرزبانی هم در اثر استفاده از فن آوری نوین متفاوت شده است یعنی می توان در پایتخت کشور اسلامی مستقر شد و با سیستم هوشمند مرزها را کنترل کرد. افرادی هم اگر در مرزها مستقر کنند، وظیفه شان مرزبانی و یا مرابطه فقهی نیست بلکه کارشان دفاع است و اینکه اگر کسی از مرز رد شد دستگیرش کنند. بنابراین فرق است بین دفاع و مرابطه. این دیدبانی به دو حالت است؛ یا در زمان صلح و هدنه و امنیت است و می دانیم خطری دولت را تهدید نمی کند و یا در زمان ناامنی است و ممکن است دشمن نفوذ بکند. فقها می فرمایند در زمان صلح و زمانی که خطری دولت را تهدید نمی کند، عمل دیدبانی مستحب است و واجب نیست. اما در زمانی که خطر، دولت اسلامی و مسلمین را تهدید می کند و ممکن است دشمن نفوذ بکند آن موقع دیدبانی واجب می شود.

برای روشن شدن مسأله باید بگوییم که مرابطه، تنها از دولت اسلامی نیست بلکه از بلاد اسلامی یا دار الاسلام در مقابل دار الکفر است و «مرابط» آن کسانی هستند که در منتها الیه مرز کشورهای اسلامی با کفر قرار دارند. پس مرابطه، تنها درون این مرزهای جدیدی که ایجاد شده نیست.

سؤال: آیا الان که مرزهای جغرافیایی مثل مرزهای صدر اسلام نیست و ما بحث مرابطه را برای دفاع از دولت اسلامی مطرح می کنیم، می توانم این احکام فقهی را اجرا بکنیم؟به چه دلیل؟

در پاسخ می گوییم بله؛ دولت اسلامی رسول گرامی اسلام(ص) در شمال و جنوب و مشرق و مغرب مدینة النبی(ص)، حریم مشخص کرده بود و نیروهای دفاعی در آنجا مستقر بودند برای اینکه دشمن نفوذ نکند و لذا دفاع از دولت اسلامی اولویت خواهد داشت و واجب است و موقعی که می گوییم دفاع از مرزهای کشور اسلامی، منظور حفظ «دولت اسلامی» است وگرنه دفاع از مرزها اگر مسأله حفظ دولت و حفظ نظام درش نباشد به خودی خود موضوعیتی ندارد.  بنابراین هدف، حفظ نظام است.

حال با توجه به مقدماتی که گفتیم، سؤال می شود که بحث مرابطه چه ارتباطی با حفظ دولت اسلامی دارد؟ می گوییم حکم مرابطه را فقها این چنین گفته اند: مرابطه برای دفع خطر کفار واجب است. اما اگر خطری واقع نشود واجب نیست اما به خودی خود یک امر مستحب است.[9]

مرحوم صاحب جواهرمی فرماید: و من لواحق هذا الرکن المرابطة و هی الارصاد؛ یعنی از لواحق بحث جهاد و اقامه حفظ الثغر یعنی رصد کردن و ماندن در مرزها برای حفظ مرزها (البته «مرز» در اصطلاح و روایات خیلی متفاوت است مثلا مرز ایدئولوژیک که در این رابطه امام صادق(ع) می فرمایند: «علماء امتی مرابطون بالثغر الذی یلی ابلیس و عفاریته؛ دانشمندان شيعه، مرزبانان مرزهايى هستند كه ابليس و یاران پستش از آن راه نزدیک می‌شوند»[10] یا آیه شریفه «الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا؛ کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می کنند و آنها که کافرند، در راه طاغوت [بت و افراد طغیانگر]. پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید (و از آنها نهراسید!) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است»[11])، می فرماید: لحفظ الثغر[12] من هجوم المشرکین الذی هو حد المشترک بین دار الشرک و دار الاسلام کما فی التنقیح.[13]

ولی اینجا وقتی گفته می شود ثغر، یعنی مرز دولت اسلامی در مقابل دشمنان و حتی همسایگان؛ چه مرزهای فیزیکی و چه مرزهای نرم افزاری و فناوری. در همه عرصه ها حراست و حفظ مرزها واجب است؛ او کل موضع یخاف منه کما فی جامع المقاصد؛ در جامع المقاصد. محقق کرکی می گوید: مقصود از مرز نه آن مرز فیزیکی بلکه هر جایی که خطر نفوذ دشمن وجود دارد، آنجا می شود مرابطه کرد و حفظ آن مرز واجب است؛ یعنی در واقع از دیدگاه محقق کرکی منظور از مرز، مرزهایی هست که جلوی دشمن را می گیرد که واجب است.[14]

دیدگاه دیگر می فرماید: او هما معا کما فی المسالک.[15]شهید ثانی می فرماید هیچ منافاتی ندارد که ما بگوییم مرز چه فیزیکی چه غیر فیزیکی: قال الثغر هنا الموضع الذی یکون باطراف بلاد اسلام بحیث یخاف هجوم المشرکین من علی بلاد الاسلام. یک معنای ثغر، اطراف بلاد اسلامی است که امکان دارد دشمن نفوذ بکند. سپس؛ و کل موضع یخاف منه؛ و هر جایی که خطر نفوذ هست به آن می توانیم بگوییم «مرز».

به نظر می رسد که مرز و ثغر طریقیت دارد نه موضوعیت. «حفظ ثغر» طریق است برای حفظ دولت اسلامی؛ طریق است برای حفظ جان، مال و اعراض مسلمین؛ وگرنه به خودی خود دیدبانی از مرز معنا ندارد بلکه هدف از دیدبانی آمادگی برای حفظ اسلام است. شاید یکی از دلایلی که ما می توانیم از آن وجوب کفایی مرابطه را بفهمیم، آیه شریفه «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ»[16] است؛ یعنی کشوری که قدرت دفاعی بازدارنده نداشته باشد در آن نفوذ می کنند و از بین می برندش. یکی از لوازم این قدرت دفاعی بازدارنده، داشتن اطلاعات و امنیت مقتدر است. اینها تماماً مقدمه است برای حفظ نظام و حفظ نظام هم واجب است.

با همه این توضیحات، صاحب جواهر می فرماید: فهی مستحبه؛ مرابطه مستحب است. چرا؟ لما تسمعه من النصوص؛ به دلیل روایات؛ کما صرح به فاضلان؛ یعنی علامه حلی و محقق حلی، و شهیدان؛ شهید اول و ثانی و غیرهم.

سپس می فرماید: بل لا اجد فیه خلافا بینهم؛ بلکه مخالفتی وجود ندارد؛ للاصل؛ به خاطر «اصل».

 

سؤال: این چه اصلی است که مقتضی عدم وجوب مرابطه است؟

می فرماید: السالم عن معارضة ما یقتضی الوجوب کتابا و سنة؛ یعنی آن ادله ای که در کتاب و سنت وجود دارد، دال بر وجوب حفظ دولت اسلامی و جان و مال و اعراض مسلمین است؛ در حالی که هدف از مرابطه دیدبانی است و حفظ نیست؛ بلکه اعلام است و اعلام غیر از دفاع است.

 مثلا اگر در مرز سرباز گماشته می شود که اگر کسی نفوذ کرد او را با تیر بزند یا دستگیر کند، این کار سرباز دفاع است. اگر کسانی را بگذارند که نفوذ دشمن را اعلام کنند، صاحب جواهر می گوید اعلام واجب نیست بلکه مستحب است.

به نظر می رسد که در شرایط آن زمان، استحباب دارای وجه بوده و قابل قبول است؛ چون دفاع، متوقف بر اعلام نبود و باید به صورت فیزیکی می آمدند و به خط اول مرز متوجه می شدند و درگیر می شدند، اما الان بین مرابطه و دفاع ملازمه وجود دارد، یعنی دفاع بدون مرابطه ممکن نیست و مرابطه جزو اقسام دفاع است؛ لذا در نهادهای مربوط به نیروهای مسلح جهان، یک بخش تحت عنوان اطلاعات و امنیت وجود دارد. بنابراین در زمان ما به حکم عقل و ضرورت نمی توانیم بگوییم مرابطه مستحب است؛ بلکه مرابطه واجب کفایی است چون از واجبات نظامیه است و مثل بقیه واجبات کفایی، اگر «من به الکفایة» وجود داشته باشد، بر دیگران واجب نیست، اما اگر «من به الکفایه» وجود ندارد، واجب است افرادی به این گار اقدام کنند. مثل قضاوت و بقیه مناصب دولت که باید «من به الکفایه» وجود داشته باشد.

نصوص وجوب مرابطه چیست؟

ذیل آیه شریفه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»، امام باقر(ع)‏ می فرمایند: مراد خداوند متعال از «اصبروا»، شکیبایی بر انجام واجبات و مرادش از «صابروا»، صبر و شکیبایی در برابر دشمنان، و مراد از «رابطوا»، مراقبت و محافظت از امام منتظر است.[17] از این حکم فهمیده که صبر بر اذیت و آزار دشمن واجب است؛ یعنی مقاومت کنید. دیگران را هم در مقابله با دشمنان دعوت کنید. همراه امامان و رهبران دولت اسلامی بشوید. همراهی با رهبر اقتضائاتی دارد که یکی از آنها مرابطه و دیدبانی است که به فرمایش مقام معظم رهبری در زمان ما بصیرت و هوشمندی است.

صاحب جواهر سپس می فرماید: لكن في التنقيح وجوبها على المسلمين كفاية من غير شرط ظهور الإمام عليه‌السلام. مرحوم فاضل مقداد[18] می گوید مرابطه حتی با آن کیفیت مربوط به نصوص، واجب کفایی است و نمی توانیم بگوییم مستحب است. صاحب جواهر می فرماید: و لعله یرید حال الضرر بعدمها علی الاسلام لا أن المراد وجوبها من حیث کونها کذلک مطلقا؛ یعنی مرابطه به عنوان ثانوی واجب است نه به عنوان اولی. چراکه اگر نباشدف اسلام متضرر می شود و ضرر، حاکم بر ادله اولیه است؛ لذا از این حیث واجب می شود. صاحب جواهر سپس می فرماید: نعم هی راجحه؛ بله همه متفقند که مرابطه راجح است.

تا اینجا معلوم شد که مرابطه در متون فقهی یا مستحب است یا واجب. در هر حال مرابطه طریقی است برای حفظ و بقای نظام و اگر حفظ نظام واجب نبود احکام مرابطه هم نمی آمد و حفظ دولت اسلامی واجب است بلکه حفظ، اهم از ایجاد است و الزامات زیادی دارد.

بعد ایشان می فرماید: ولو کان تسلط امام علیه السلام مفقودا او کان غائبا؛ یعنی حتی اگر قدرت در دست امام معصوم نباشد یا امام معصوم غائب باشد، ارجحیت مرابطه از بین نمی روند؛ چون: لانها لا تتضمن قتالا؛ یعنی ماهیت مرابطه، نبرد و جنگ نیست. اگر آن مرزبان بجنگد می شود مدافع و می دانیم که دفاع واجب است و در این مورد اجماع وجود دارد. روایات هم دال بر وجوب دفاع است و عرض شد که یکی از ادله وجوب حفظ نظام، وجوب دفاع از دولت اسلامی و کیان مسلمین است.

ابتداء مع غير إمام عادل كي يكون مندرجا فيما دل على النهي عنه بل تتضمن حفظا وإعلاما.[19] صاحب جواهر می فرماید: ماهیت مرابطه، فقط حفظ و اعلام و اطلاع رسانی است. بعد می فرماید: فهو من الدفاع حينئذ عن البيضة الذي قد عرفت كونه قسما من الجهاد ومأمورا به؛ یعنی اگر منجر به درگیری نظامی شد، آن وقت می شود دفاع واجب؛ هرچند فی نفسه مستحب است.

اما روایتی که دال بر وجوب دفاع است، روایت یونس در کتاب وسائل الشیعه[20] که می گوید شخصی از امام کاظم(ع) سؤال می کند که کسی شمشیر و سپر می دهد و اسب هم در اختیار قرار می دهد و می گوید بروید در راه خدا بجنگید... این درست است یا خیر؟ امام(ع) فرمودند: اینها را پس بده و برگردان. گفتند رفتیم دنبالش و متوجه شدیم که او به مرز رفته است. فرمود: پس مرزبانی بکند اما نجنگد.[21]

معلوم می شود که در زمانی هم که حکومت جائر باشد مرابطه راجح است؛ چون باعث حفظ جان و مال و مسلمین می شود. به امام(ع) گفتند اگر آن شیعه که به مرز رفته و آن موقع دشمن حمله کرد او چکار بکند؟ امام فرمودند «یقاتل عن بیضة الاسلام»؛ یعنی در آن شرایط می تواند بجنگد به قصد دفاع از کیان اسلام. در اینجا مقاتله به نحو دفاع از سرزمین اسلامی واجب می شود.

پرسیدند آیا این جهاد حساب می شود؟ امام(ع) فرمودند: «لا إلاّ أن يخاف على دار المسلمين»؛ یعنی مگر اینکه بترسد که به جان مسلمین آسیب برسد. پرسیدند اگر اهل روم وارد سرزمین اسلامی بشوند نباید آنها را منع بکنند؟ امام(ع) فرمودند: اگر برای اصل کیان اسلام و جامعه اسلامی بترسد، آن موقع نبرد جایز است و آن موقع از خودش دفاع می کند نه برای دفاع از حکومت غیر مشروع.[22] پس دفاع واجب است حتی در چارچوب حکومت جائر.

امام(ع) در انتها می فرماید: «لأنّ في دروس الإِسلام دروس ذكر محمّد ( صلّى الله عليه وآله )»؛ یعنی اگر اسلام ضعیف بشود و فرسایش پیدا بکند نام پیامبر هم از بین می رود و برای حفظ اصل اسلام و نام پیامبر باید بجنگد.

از این روایت استفاده می شود که جنگیدن برای حفظ دولت اسلامی در مقابل توطئه های داخلی و خارجی واجب است؛ چون اگر دولت اسلامی نماند، اسلام از بین می رود و جان و مال و ناموس مسلمین در معرض خطر قرار می گیرد و لذا دشمنان همواره علیه دولت اسلامی تلاش می کنند که جانشین این دولت اسلامی، بهائیت، صهیونیسم و کفر بشود.

در پایان سخنان آیت الله کعبی، جلسه پرسش و پاسخ برگزار گردید.



[1]  نامه 47 نهج البلاغه

[2]  سوره بقره آیه 85

[3]  سوره شوری آیه 13

[4]  میزان الحکمه، ج 2، ص 555

[5]  سوره مائده ایه 33

[6]  وقد تجب المحاربة على وجه الدفع من دون وجود الإمام عليه‌السلام ولا منصوبه كأن يكون بين قوم يغشاهم عدو يخشى منه على بيضة الإسلام ، أو يريد الاستيلاء على بلادهم أو أسرهم وأخذ مالهم ، أو يكون بين أهل الحرب فضلا عن غيرهم ويغشاهم عدو يخشى منه على نفسه فيساعدهم دفعا عن نفسه‌...

[7]  جواهر الکلام ج21 ص38

[8] سوره آل عمران آیه 200

[9]  تجب المرابطة لدى وقوع البلاد الإسلاميّة في معرض الخطر من قبل الكفّار،و أمّا إذا لم تكن في معرض ذلك فلا تجب و إن كانت في نفسها أمرا مرغوبا فيه في الشريعة المقدّسة. (خویی، منهاج الصالحین، ج1 ص376)

[10]  الاحتجاج، ج1 ص8

[11]  سوره نساء آیه 76

[12]  «ثغر» حد فاصل بین دارالکفر و دار الاسلام را گویند.

[13]  التنقیح الرائح فی شرح المختصر النافع لفاضل مقداد.

[14]  الثغر هنا الموضع الذي يكون بأطراف بلاد الإسلام بحيث يخاف هجوم المشركين منه على بلاد الإسلام، وكل موضع يخاف منه يقال له ثغر لغة. (جواهر الکلام، ج21 ص38)

[15]  جواهر الکلام، ج21 ص38

[16]  سوره انفال آیه 60

[17]  اصبروا على أداء الفرائض‏ و صابروا عدوکم‏ و رابطوا إمامکم المنتظر. الغیبه نعمانی ص27

[18]  صاحب کتاب التنقیح

[19]  جواهر الکلام ج21 ص39

[20]  باب 6 من ابواب جهاد العدو ح2. ج15 ص29

[21]  عن يونس قال : سأل أبا الحسن ( عليه السلام ) رجل ـ وأنا حاضر ـ فقلت له: جعلت فداك إنّ رجلاً من مواليك بلغه أنّ رجلاً يعطى سيفاً و قوساً في سبيل الله فأتاه فأخذهما منه ثمّ لقيه أصحابه فأخبروه أنّ السبيل مع هؤلاء لا يجوز، و أمروه بردهما؟ قال : فليفعل، قال : قد طلب الرجل فلم يجده وقيل له : قد قضى الرجل قال : فليرابط ولا يقاتل...

[22]  يرابط ولا يقاتل، وان خاف على بيضة الإِسلام والمسلمين قاتل فيكون قتاله لنفسه لا للسلطان.

 

 

 


١٤:٠٥ - دوشنبه ١١ بهمن ١٣٩٥    /    شماره : ٣١٢    /    تعداد نمایش : ١٥٧٣







 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما