چاپ        ارسال به دوست

چرا در جامعه باید فقیه عهده دار أمر حکومت شود؟

انسانها مخلوق الهی هستند، در نتیجه، مملوک او میباشند و چون همه انسانها در مخلوق‌بودن و مملوک‌بودن، مساوی هستند، لذا هیچ‌یک از آنان، حق حاکمیت و امر و نهی بر ديگري را ندارد. بر این اساس، فقها فرمودهاند: اصل، «عدم ولایت» یا «عدم سلطه» است و هیچ‌کس بر دیگری ولایت ندارد، مگر با اذن خدا و این امر، نتیجه اعتقاد به توحید است. جامعه بشری نیاز به فرمانروایی از جنس انسانها دارد، فلذا خداوند حق حاکمیت بر انسانها را كه در اختيار اوست، به برخي از انسانهاي والا مرحمت فرموده، تا بر اساس احکام و فرامین الهی، به اداره جامعه بپردازند. خداوند، در درجه اول اين اجازه را به برخي از پیامبران پیشین، پیامبر اسلام و سپس به امامان معصوم(ع) داده است. این مرحمت و اعطاي خداوند، هم در کتاب و هم در سنت بیان شده است. اما از یک سو، چون پیشوایان معصوم(ع) هميشه در بین مردم حضور ندارند یا در همه مکانها حضور ندارند و از سوی دیگر، چون انسانها در همه عصرها و همه مکانها نیازمند حکومت و حاکم میباشند، لذا بعد از امامان معصوم(ع) نیز حاکمیت به کسانی اعطا و مرحمت شده است که حداقل در سه جهت نزدیک‌ترین افراد به  پیشوایان معصوم(ع) باشند:
* از جهت علم به قانون خدا که همان قانون اسلام است.
* از جهت صلاحیت اخلاقی و برخورداری از ملکه عدالت.
* از جهت مدیریت و توان تدبیر و اداره امور جامعه.
چنین کسانی در زمان غیبت، همان فقهاي جامع شرایط هستند که بر اساس روایات صادر شده از معصومین(ع) نمایندگان و حجت آنان بر بندگان خدا ميباشند: (فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّه)،( الحرالعاملی، وسائلالشیعه، كتاب القضاء، ابواب صفات قاضی، باب11، حدیث 9) اما غیر از پیامبران و امامان معصوم و فقها، هيچ فرد ديگري حق حاکمیت و فرمانروایی بر انسانها را ندارد و در صورتی که متصدی امر حکومت شود، طاغوت است و اطاعت از او جز در شرایط خاص جایز نیست.(فقها، در شرايط خاصي؛ همانند اكراه و اجبار يا تقيه، اطاعت از حاكم جور و طاغوت را مجاز ميدانند)


١٥:١٢ - چهارشنبه ١٩ دی ١٣٩٧    /    شماره : ٣٢٣    /    تعداد نمایش : ٢١٥







آموزش

سامانه آموزش

پژوهش

سامانه پژوهش

کتابخانه

کتابخانه دیجیتال

نشریه

فصلنامه حکومت اسلامی