حجتالاسلام والمسلمین ردائی در ابتدای ارائه خود با اشاره به تغییر ماهیت نبردها، اظهار کرد: در گذشته جنگها عمدتاً جنگهای برابر و تقابل خطوط و در نتیجه جنگهای متقارن بودند؛ اما از زمان انقلاب صنعتی به بعد، مخاصمات و درگیریها در قالب رویارویی آشکار و متقارن نیست و با جنگ ترکیبی، جنگ نامتقارن و جنگهای نامتوازن مواجه هستیم.
نماینده البرز در مجلس خبرگان رهبری افزود: با ظهور سلاحهای کشتار جمعی، کشتارهای اطلاعاتی و شبکهای شدن جهان، رویکرد نبردها و مخاصمات به سمت برهم زدن قوای تصمیمی دشمن تغییر کرده است و مسئله، پیش از کشتار جسمی، «جنگ ارادهها» است. قرآن نیز برای تقویت ارادهها برنامه دارد و برهم زدن قوای ارادهای و تصمیمی دشمن، یکی از چشماندازهای مخاصمات امروزی است.
حجت الاسلام والمسلمین ردائی با اشاره به ابزارهای مورد استفاده در جنگهای جدید گفت: ابزارهای سیاسی، اقتصادی، سایبری، روانی، رسانهای و ابزارهای دیگر در جهت فلجسازی مخاصم به کار گرفته میشوند و ابعاد و ترکیبهای مختلف جنگ ترکیبی موجب شده مرزهای میان جنگ و صلح، نظامی و غیرنظامی و تهاجم و دفاع برای برخی افراد دچار ابهام شود.
اثخان؛ فراتر از صرف درگیری و خونریزی
وی در ادامه با اشاره به مفهوم قرآنی «اثخان» تصریح کرد: اثخان صرفاً به معنای وقار، سنگینی، دشمنستیزی و درگیری با دشمن نیست، بلکه فراتر از معنای لغوی و فهم سطحی آن است.
حجتالاسلام والمسلمین ردائی با اشاره به آیه ۶۷ سوره انفال، «اثخان فیالارض» را ناظر به مرحلهای دانست که اقتدار تثبیت شده و پیروزی فرارسیده است و گفت: مسئله صرفاً ضعف و سستی دشمن نیست، بلکه باید شکست کامل دشمن محقق شود و اطمینان پیدا کنیم که اثخان تحقق یافته است.
وی با اشاره به معنای متعدی اثخان افزود: هنگامی که این ماده به باب افعال میآید، معنای متعدی پیدا میکند؛ یعنی شما باید بهگونهای به تثبیت و اقتدار برسید که اقتدار شما، مانعیت و پیشگیری از حتی فکر دشمنی و تجاوز بعدی را به همراه داشته باشد.
حجت الاسلام والمسلمین ردائی با استناد به تفسیر علامه طباطبایی در جلد نهم المیزان، اثخان را یکی از مهمترین مستنداتی دانست که میتواند به مثابه یک راهبرد کلی برای خاتمه بخشیدن سریع و قاطع به مخاصمه دشمن تفسیر شود.
نماینده مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: اثخان به معنای صرف خونریزی، مقاتله با دشمن و ادامه دادن جنگ نیست، بلکه به معنای استیصال قدرت نظامی دشمن و برقراری اقتدار در صفوف مسلمین به گونهای است که دیگر امکان تجدید مخاصمه وجود نداشته باشد.
طرح مسئله اثخان به عنوان راهبرد نبرد نامتقارن
این استاد حوزه در ادامه با طرح مسئله پژوهشی خود گفت: سؤال اصلی این است که آیا «اثخان فیالارض» میتواند به مثابه یک راهبرد کلامی، فقهی و حتی حقوقی برای نبرد نامتقارن بازخوانی شود و در صورت مثبت بودن، مبانی کلامی، قواعد فقهی و انطباق آن با اصول و قوانین حقوق بینالملل چگونه تبیین میشود.
وی این مسئله را از دو جهت دارای اهمیت دانست و افزود: نخست، از منظر درونمعنایی اثخان و بررسی اینکه آیا در قواعد فقهالجهاد و فقهالدفاع میتوان امروز مفهوم جدیدی از آن ارائه کرد؛ و دوم، از نگاه بیرونی و بررسی نسبت این مفهوم با اصول و قوانین نظامی و حقوق بینالملل.
اصل نفی سبیل؛ مبنای کلامی راهبرد اثخان
حجت الاسلام والمسلمین ردائی در ادامه، «اصل نفی سبیل» را از مبانی کلامی راهبرد اثخان فیالارض دانست و اظهار کرد: اصل توحید افعالی و حاکمیت مطلق قوانین الهی که یکی از مصادیق آن نفی سبیل کفار بر مسلمین و جامعه اسلامی است، زیربنای کلامی یک دکترین دفاعی و دفاع از اندیشه اسلامی است.
وی گفت: در نگاه توحیدی، هیچگونه ولایت یا سلطهای برای غیر خدا بر مؤمنین جواز و مشروعیت ندارد و پذیرش سلطه بیگانه یا خضوع و کوتاه آمدن در برابر اراده متجاوز، خروج از گردونه بندگی توحیدی و دستور الهی محسوب میشود.
به گفته حجت الاسلام والمسلمین ردائی، نفی سبیل به معنای بستن تمامی مجاری نفوذ، تضعیف و وابستگی جامعه اسلامی در برابر نظامات کفرِ ستمگر و سلطهگر است.
وی در ادامه تصریح کرد: حفظ عدم سلطه یا عدم ولایت طاغوت در رویارویی نامتقارن، بدون دستیابی جامعه اسلامی یا قوای نظامی مسلمین به اقتدار قاطع ممکن نیست و اقتدار قاطع همان اثخان فیالارض و وارد آوردن ضربات فلجکننده به دشمن است.
حجت الاسلام والمسلمین ردائی افزود: اگر اثخان و اقتدار قاطع وجود نداشته باشد، دشمن اختیار تجاوز را در دست خواهد داشت و میتواند تعیین کند که چه زمانی حمله کند، چه زمانی آن را تعطیل کند و چه زمانی شدت آن را کم یا زیاد کند؛ در حالی که اثخان فیالارض به معنای ایستادن با اقتدار تا استیصال و شکست دشمن و سپس تصمیمگیری درباره اسراپذیری، فدیه یا آزاد کردن آنهاست.
جایگاه بازدارندگی تسلیحاتی در راهبرد اثخان
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مباحث فقهی مربوط به آیات و روایات، درباره نسبت «الاعتداء» با سلاحهای بازدارنده گفت: مفهوم «لا تعتدوا» ارتباطی با مسئله اثخان فیالارض یا سلاحهای بازدارنده ندارد و سلاحهای بازدارنده، اعتداء محسوب نمیشوند.
نماینده مردم البرز در مجلس خبرگان رهبری افزود: ارعاب دشمن، یک نوع مصرف عقلایی است و جواز فقهی را نیز به همراه دارد. اگر یقین داشته باشیم که ارعاب دشمن یا حداقل حفاظت جامعه اسلامی به واسطه برخورداری از سلاحهای بازدارنده تضمین میشود، میتوان گفت این سلاح در جامعه امروز جهانی یکی از ابزارهای اثخان فیالارض است.
وی تأکید کرد: برخورداری از سلاح بازدارنده یکی از قوا و ابزارهای اثخان فیالارض است تا دشمن جرئت تجاوز مجدد نداشته باشد.
اثخان و بازدارندگی نامتقارن
حجتالاسلام والمسلمین ردائی در ادامه با اشاره به مفهوم بازدارندگی نامتقارن اظهار کرد: در برآیند منطقی ظرفیتهای نامتقارن و دستیابی به توان و اقتدار، حکمت اثخان فیالارض صرفاً اتلاف وقت نیروها یا منفعت دنیایی و گرفتن غنائم جنگی نیست؛ بلکه هدفی معنوی، سیاسی و نظامی است.
وی افزود: از آنجا که جهاد، دفاعی است، در فقهالدفاع باید اثخان فیالارض و آیات دیگر به گونهای معنا شود که حقیقت و روح آیات قرآن، یعنی بازدارندگی نامتقارن، در بالاترین سطح دفاعی ایجاد شود.
حجت الاسلام والمسلمین ردائی بازدارندگی را در اصطلاح علم سیاست و مطالعات امنیتی، تأثیرگذاری بر محاسبات ذهنی حریف، ارعاب از طریق بالا بردن هزینههای هرگونه اقدام و جلوگیری از اقدامات تجاوزکارانه دشمن تا سطحی دانست که دشمن را از آغاز یا ادامه تجاوز منصرف کند.
عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین با اشاره به مفهوم «کشتن ارادهها» گفت: در جهاد، اگر بازدارندگی و اثخان فیالارض وجود داشته باشد، اراده دشمنان و رهبران دشمن که موجب ایجاد فتنه میشود، هدف قرار گرفته است و مسئله صرفاً قوای نظامی آنها نیست.
حجتالاسلام والمسلمین ردائی در جمعبندی سخنان خود اظهار کرد: تحلیل جامع مبانی معرفتی و نظام حقوقی، کلامی و فقهی اسلام نشان میدهد که یک دکترین راهبردی به نام «اثخان فیالارض» وجود دارد.
نماینده مردم البرز در مجلس خبرگان رهبری در پایان تأکید کرد: این مفهوم صرفاً یک مجوز فقهی برای خشونت بیحد، ادامه دادن جنگ یا خونریزی مفرط نیست، بلکه یک دکترین بازدارندگی تهاجمی ـ دفاعی برای ایجاد موازنه اقتدار و پایانبخشی سریع به تجاوزات دشمن در بستر جنگهای نابرابر و نامتقارن است.